گل فلش
دیگه واژه ها نمی تونن تو رو مکتوب کنن
دیگه واژه ها جون ندارن
آخه دختر خورشید که کم نیست
یه آسمونه و یه خورشید
هزار تا شب سیاهه و یه یلدای روشن
یلدای روشن که کم نیست
نیازم به تو
مثه نیاز تبدیل شدن واژه به ترانه
مثه یه نور ، توی یه سیاهی محض
...............












![]()
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
![]()
![]()
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
![]()
![]()
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
![]()
![]()
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
![]()
![]()
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
![]()
![]()
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
![]()
![]()
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
![]()
![]()
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
![]()
![]()
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
![]()
![]()
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
![]()
![]()
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
![]()
![]()
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
![]()
![]()
من واسه تو خیلی کمم![]()










اشکای چشامو ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرار مو دل وا پس نگاه تو
تمام هستی منی بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشقم بمونی
دوست دارم خیلی خیلی کمه ولی جزء این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

چون کتابی در مسیر باد
می خورد هم دم ورق اما
هیچ کس او را نمی خواند
برگ ها را می دهد بر باد
میرود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا که باداباد!
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را هم خدا هم نا خدا بر باد است

اينجا درون سينه ي من زخم كهنه اي است....مي كاهد مدام!!
كسي به در مي كوبد؟
خوابت حرام مي شود!
نفست سنگين تر از هميشه مي گردد...
و قلب ات.......
ايستادن را مجالي تازه مي يابد به استراحتي هميشگي "
چشمانت را گريزي از باران نيست.....
وخيالت را آرامش....خيالي واهي ست!!
لذتي هوس آلوده به ذهن ات موج ميزند.....
و صداي فرياد مي شنوي.....
آرامش ات را به چيزي يافته اي....
شكوه كسي نا آرامت مي كند.....؟
لبخندي به لب مي نشاني......
نگاه هايي خيره به راه......بي قرار مي كند!
خواب به چشمانت چنگ ميزند!
و به وهم آشوب دو آشيانه بي تاب مي شوي!!
مادر بيمار تر از آن است كه تصور كني....
و مادر بزرگ...بي قرار تر از هميشه!
مرگ...چه خواب آرامي ست در اين بلا تكليفي وبي كسي!!

عاشقانه ترین نگاهم راروی قایقی از باد نشاندم
وپارو زنان سوی تو فرستادم
وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و..... قایقم غرق شد
سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...
°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/____________________\~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....
